| X Close | ||
خيلي وقته ننوشتم اما خب به همتون سر ميزدم...
خوبيد؟خوشيد؟ سلامتيد؟
توي اين مدت ما يه سفر رفتيم شهرستان پيش خانواده ي آقاهه و پاگشايي داشتيم مرتب...يه جورايي خسته هم شدما اما خب جو خوب بود ...
راستي يادم رفت از تولد آقاهه بگم كه براش برگزار كردم! مامان و بابا و خواهري اينا رو هم دعوت كردم و خلاصه يه چند جور غذا و از اين حرفا...كيك هم گرفته بودم با 23 تا شمع! از اينا كه هي فوت مي كني خاموش نميشه!بعدش هم كل خونه رو بادكنكاي قلبيه رنگي زدم! براي آقاهه ي گلمم يه سري كتاياي كامل صدق هدايتو گرفتم كه شديدا نياز داشت...خيلي خسته شدم اما شب خوبي بود...انشاالله كه عزيز دلم 120 ساله بشه...
چند روزم مامان اينا رفته بودن مسافرت و براي اولين بار منو تنها گذاشته بودن! خوب سخت بود...دلم مي گرفت هر چند مرتب در تماس بوديم...
مشغول كار هستم شديدا...
عكساي عروسيمونم گرفتيم...فوق العاده شدن...حيف كه نمي تونم بذارم ببينيد!
هواتونو دارم و به یادتونم...
راستی فکر کنم باید کوچ کنم به یه سایت دیگه! خودمم ناراحتم اما دلیلش اینه که سیستم آفتاب بلاگ بده...خیلی اذیت میشم تا یه نوشته رو بفرستم...قول بدید هر جا رفتم تنهام نذاریدا!