هفته ي پيش چه هفته ي بدي بود...اون روز كه اينجا رو به روز كردم حدودا بعد از يكساعت خاله ي مامانم فوت كرد...گريه زاري ها به كنار ؛ هيچ كسي جرات نداشت به مامان بزرگم اين خبرو بده چون اونقدر اين دو تا خواهر به هم وابسته بودن كه دور از جون با خودمون گفتيم دق مياره...خلاصه فقط بهش گفتيم كه بيمارستانه و سكته كرده...قربون مامانم برم كه چون مي دونست من به خاطر عقد برادر آقاهه وقت مش گرفتم بهم گفت برو و منتظر نمون...و من همون موقع با دلي ناراحت راهي آرايشگاه شدم و خب به هر حال يه جورايي مجبور بودم چون فرداش مي خواستم برم بهشت زهرا و خوبيت نداشت بعد از مراسم موهامو رنگ كنم...تا شب سوم خاله خانم هيچ كسي نتونست به ماماني بگه...فقط آروم آروم بهش نااميدي مي داديم كه يعني الان تو كماست و ديگه دكترا قطع اميد كردن...تو اون مدت استرس خونم به حد اعلا رسيده بود...نگران بودم چون مامانم از شدت اضطراب فشارش مرتب بالا بود...خلاصه ماماني فهميد...و خدا رو شكر كه آماده سازيهاي ما نتيجه بخش بود...و اما از موهام بگم كه به گفته ي همه عالي شد...خدا رو بازم شكر!يه چيز بگم بازم از جاري خانوم! روز 5 شنبه عقد محضريشون بود و من و آقاهه كه نرفته بوديم مشهد تلفني تبريك گفتيم...البته اينم بگم كه آقاهه وقتي گفت بيا حرف بزنيم من گفتم با اون دختره حرف نمي زنم و بازم يه جنجال بينمون پيش اومد و علت مخالفتم هم اين بود كه اون برخورد خوبي با من نداشته كه من بخوام بهش زنگ بزنم...خلاصه وقتي ديدم كه داره بينمون كدورت ميشه و آقاهه هم اينجوري خيال مي كنه ايراد از منه يواشكي رفتم و به برادرش زنگ زدم و تبريك گفتم و خواستم كه با اون خانوم هم همكلام بشم! اييييي... فقط اينو بگم كه وقتي گفتم حال شما چطوره حتي يه كلام نپرسيد شما خوبيد؟! اين همه من حرف زدم فقط دو كلمه جواب داد " خيلي ممنون مرسي...خيلي ممنون...خدا حافظ" همين! اين زور نداشت؟! حالا كي مقصره؟؟تو اين دقايق آخر سال كهنه از خدا سلامتي مي خوام...براي همه اول از همه و براي خانواده ي خودم و خانواده ي همسرم و آقاهه و خودم...هيچي جز اين نمي خوام و دل خوش...مي خوام كه سعادت و سلامت سين هاي هميشگي سفره ي زندگيتون باشه...با هزار و يك مشكل مي شه ساخت اما اگه آدم سلامت باشه و اطرافيانش هم همينطور و اگه دلهاشون خوش باشه همه چي حله...از خدا مي خوام چشم دلمونو باز كنه و اينقدر ريزبين نباشيم...از خدا مي خوام بهمون سعه ي صدر عطا كنه...سر سفره هفت سين كه در دل شبه ما رو هم از دعاهاتون محروم نكنيد دوستاي گلم...همتونو دوست دارم...